ازدواج

ازدواج در ادیان و مذاهب

دین مسیح

مسیحیان هنگام ازدواج متعهد می‌شوند که یکی شدن مرد و زن را نشانهٔ آشکاری برای محبت خدا به بشر و محبت مسیح به شاگردانش قرار دهند. به همین علت، مسیحیان ازدواج را التزام و تعهد در طول زندگی می‌شمارند و با طلاق و ازدواج مجدد در زمان حیات همسر مخالفند.





اگرچه ازدواج در مسیحیت پدیده‌ای مقدس محسوب شده و سرّ عظیم نامیده می‌شود، اما در برابر آن دوری گزیدن از ازدواج امری پسندیده‌تر است. شخص مجرد، با تمام توان به خدمت خداوند می‌رسد و با کم‌کردن مشغله‌های دنیوی و زندگی، خود را شبیه عیسی می‌سازد.





اسلام

از دیدگاه اسلام، ماهیت ازدواج یک قرارداد و پیمان با شرایطی ویژه است. و بسیار پسندیده و مطلوب است و از منظر فقه اسلامی، عملی مستحب و چه بسا مستحب موکد و در برخی موارد واجب شمرده می‌شود. عفت و حیا از جملهٔ این صفات می‌باشند که یکی از راه‌های تأمین این صفات و سجایا ازدواج است. اسلام با تشریع ازدواج، مسیر رسیدن به عفت و حیا را هموار می‌سازد بدین صورت که ازدواج را بهترین و طبیعی‌ترین راه تأمین نیازهای جنسی معرفی می‌کند.

طبق قوانین اسلامی در صورت نبود موانع ازدواج و حرام نبودن ازدواج طرفین (مثلاً شوهر داشتن زن یا محرم بودن دو طرف) ازدواج با گفتن عبارت «زَوَجتُک» (خود را به زوجیت تو درآوردم) یا عبارتی دقیقاً به همین معنی از سوی زن و تایید مرد با عبارتی نظیر «قَبلتُ» محقق می‌شود. برخی حضور دو شاهد و ولی زن (پدر و جد پدری) را هم لازم می‌دانند. در مورد کودکان نابالغ، دیوانگان، و اشخاص سفیه (کم‌خرد) نیز حق ازدواج با پدر و جد پدری، وصی آن‌ها یا حاکم شرع و برای بردگان و کنیزان با مالک آن‌هاست. همچنین طرفین می‌توانند به شخص دیگری، که لازم هم نیست نمایندهٔ دینی باشد، وکالت دهند تا آن‌ها را به عقد یکدیگر درآورد. چندزنی تا حداکثر ۴ همسر برای مردان جایز است ولی چندشوهری جایز نیست. در صورت طلاق یا مرگ شوهر، زن برای ازدواج مجدد باید مدتی را صبر کند که به عده معروف است و در این دوران همچنان برخی آثار رابطهٔ زوجیت بین او و همسر سابقش برقرار است. در هنگام ازدواج مرد باید مالی را به تملک زن درآورد که به مهریه معروف است. مقدار مهریه بسته به توافق زن و مرد است.

شیعیان نوع دیگری از ازدواج (معروف به ازدواج موقت یا صیغه یا متعه) هم دارند که در آن عقد ازدواج برای مدت معین و محدودی بین دو طرف بسته می‌شود. در این نوع ازدواج فقط برای مدت محدودی که توسط دو طرف معین شده انجام می‌شود.




دین یهود

در یهودیت، ازدواج به معنای کامل شدن و اوج رشد انسانی است. برپایه تعالیم یهود، یک زن بدون همسر و یک مرد بدون زن انسان‌هایی کامل نیستند و با ازدواج و پیوند زناشویی از شکل ناقص به وجودی کامل تبدیل می‌شوند. ازدواج در میان کلیمیان دارای مراسمی مخصوص با آداب مربوط به آن است که از آن‌جمله می‌توان به مهریه زن که کتوباه گفته می‌شود تا چاپاه، پارچه‌ای سفید و نماد روشنایی که بر روی چهار چوب از هر طرف و بر روی سر عروس و داماد قرار می‌گیرد و نماد خانه و زندگی جدید زوج جوان است یاد کرد.




بهائی

ازدواج در بین بهائیان، اتحاد بین زن و مرد است و بهائیان به امر ازدواج تشویق شده‌اند. اما این ازدواج علاوه بر ارتباط جسمانی باید روحانی نیز باشد. هدف اصلی ازدواج، پرورش روح و ایجاد هماهنگی و وحدت بین دو شریک زندگی تعریف شده‌است. حداقل سن ازدواج پانزده سال تمام است. از بیان رضایت طرفین و پرداخت مهریه بهائی و خواندن آیه‌ای توسط زن و مرد که متن آن در کتاب اقدس ام‌الکتاب دین بهائی امده‌است و ثبت واقعه، امضای والدین و همچنین ۹ شاهد رسماً آغاز می‌شود. باید توجه داشت که رضایت والدین دو طرف ازدواج نیز در امر بهائی از عناصر تحقق اقتران است.

آیه مخصوص که به آن اشاره شد «انا کل لله راضون» برای مردان و «انا کل لله راضیات» برای زنان است. در احکام بهائی ازدواج موقت (که به متعه و صیغه معروف است)، داشتن چند همسر در یک زمان و ازدواج هم‌جنسان حرام است.




ازدواج‌های موقت

در چندین نمونه از فرهنگ‌ها، آیینِ ازدواج «موقت» و «مشروط» وجود دارد. «رسم حلقه» در میان مردم نژاد سلتی و «ازدواج‌های دارای مدت مشخص» در میان مسلمانان از نمونه‌های آن است. پیش از اسلام، در میان اعراب نوعی «ازدواج موقت» مرسوم بود که امروز آن را در ایران با عنوان «صیغه» (Nikah Mut’ah) و در عراق با عنوان «متعه» می‌شناسند. صیغه نوعی نکاح موقت، با مدت زمان مشخص و معین است. حضرت رسول محمد(صلی الله علی علیه و آله)، ازدواج موقت را مورد تایید قرار داده‌است که گاهی با عث این اتهام می شود که پوشش قانونی‌ای را برای کارگران جنسی فراهم می‌آورد. مجادله‌های مسلمانان در رابطه با سنت صیغه، موجب شده‌است تا این آیین عمدتاً به جوامع شیعه‌نشین محدود شود.




ازدواج با خویشاوندان نزدیک

مذاهب، به طور معمول به ازدواج فامیلی، در هر نوع از آن، اجازه می‌دهند. روابط فامیلی ممکن است یا از نوع روابط خویشاوندی سببی باشد که در آن افراد دارای پیوند زیستی (همخونی) با یکدیگر هستند، یا از نوع خویشاوندی صلبی که به واسطه ازدواج‌ها شکل گرفته‌است، باشد. سیاست کاتولیک، ازدواج فامیلی را در ابتدا برای مدتی طولانی ممنوع کرده بود، ولی امروزه در نتیجه نیاز روز، به این نوع از ازدواج‌ها، مجوز داده‌است. این نوع از ازدواج، همواره مورد تایید اسلام بوده‌است، در حالی که محدویت‌های هندوها در مورد آن، به طور گسترده‌ای متفاوت تر است.





خاتمه یافتن ازدواج

در اکثر جوامع، مرگ یکی از زوج‌ها موجب پایان یافتن پیوند ازدواج می‌شود، و در جوامع تک‌همسری، این امکان برای شریک دیگر وجود دارد که مجدداً ازدواج کند. گاهی اوقات، ازدواج مجدد با گذشت دوره‌ای از سوگواری انجام می‌شود.

در بسیاری از جوامع نیز، طلاق راهی برای خاتمه دادن به پیوند ازدواج است. هم‌چنین در برخی جوامع ممکن است ازدواج ممنوع باشد، در این قبیل جوامع طبقه سیاسی حاکم اعلام می‌دارد که به هیچ عنوان کسی نباید ازدواج کند. در هر دو نوع جامعه، مردم دلواپس آزادیِ ازدواجِ مجدد یا ازدواج هستند. از سوی دیگر، بعد از طلاق ممکن است یکی از زوج‌ها مجبور شود نفقه بپردازد.

اینکه هر دو زوج حق دارند نسبت به طلاق رضایت داشته باشند، تنها طی دهه‌های اخیر در کشورهای غربی به رسمیت شناخته شد. در ایالات متحد آمریکا، نادرست نبودن عملِ طلاق، نخستین بار در سال ۱۹۶۹ در کالیفرنیا به رسمیت شناخته شد و نیویورک آخرین ایالتی بود که این موضوع را در سال ۱۹۸۹ به رسمیت شناخت.




ازدواج از دیدگاه حقوقی


مشخصهٔ ازدواج

مهمترین ویژگی‌های ازدواج، قانونمند بودن آن است. ازدواج به هر صورتی که باشد، قانونمند است. تمامی مراحل ازدواج از پیوند تا جدایی و نیز پس از فوت یکی از طرفین قانونمند است. بنابراین هر ازدواجی بر پایهٔ یک سری قوانین شکل گرفته‌است و ادامه می‌یابد. این قوانین به سه شکل قوانین عرفی، قوانین شرعی و قوانین مدنی است.




ایران
در ایران مقررات ازدواج عمدتاً بر اساس فقه امامیه تدوین شده و ازدواج به دو نحو دائم و موقت می‌تواند صورت پذیرد. در مذهب جعفری آیین اسلام این دو ازدواج در پاره‌ای از آثار با هم یکی هستند و در برخی دگر اختلاف دارند، تفاوت اصلی و جوهری ازدواج موقت با ازدواج دائم در مدت‌دار بودت ازدواج موقت که پس از پایان آن رابطهٔ زوجیت به انتها می‌رسد. همجنین در ازدواج موقت برخلاف ازدواج دائم طلاق وجود ندارد، زن حق نفقه ندارد و زن و شوهر از یکدیگر ارث نمی‌برند، مهریه هم در ازدواج دائم لازم است و هم در ازدواج موقت، با این تفاوت که در ازدواج موقت عدم ذکر مهر موجب بطلان عقد است ولی در ازدواج دائم عقد باطل نیست و می‌توان مهریه را بعداً توافق کرد یا درصورت عدم توافق مهرالمثل تعیین می‌شود.





نظریه دلبستگی

نظریه دلبستگی (به انگلیسی: Attachment theory)، نظریهای در روان‌شناسی است که سعی در توضیح دلایل دلبستگی انسان‌ها به یکدیگر دارد. اصطلاح دلبستگی برای اشاره به روابط اجتماعی-عاطفی محکم و دایمی به کار می‌رود. کودکان تمایل دارند به برخی اشخاص به ویژه مادرشان بچسبند و در حضور ان‌ها احساس امنیت کنند. روان شناسان در ابتدا براین باور بودند که دلیل دلبستگی به مادر، منبع غذا بودن اوست و غذا یکی از نیازهای نخستین نوزادان را تشکیل می‌دهد. اما پرسش‌هایی پیش امد. برخی حیوانات به ویژه پرندگان، نیدی-فوژ یعنی لانه-گریز هستند و بچه‌های ان‌ها بلافاصله پس از انکه به دنیا می ایند و یا سر از تخم در میاورند، از لانه بیرون می‌روند و غذای خود را خودشان به دست میاورند. مثلاً جوجه اردک و جوجه مرغ، از همان بدو تولد خودشان غذا می‌خورند، اما با این حال باز هم به دنبال مادرشان می‌روند. احساس راحتی از حضور مادر نمی‌تواند به دلیل نقش وی در تغذیه بچه‌ها باشد. سری ازمایش‌های بسیار معروف دربارهٔ میمون‌ها نشان داده است که در دلبستگی مادر-فرزند، نیازهای دیگری، جز نیاز به تغذیه وجود دارد.

در حالی¬که پژوهش درباره دلبستگی توسط مشاهده خانواده‌هایی جرقه خورد که بخاطر جنگ جهانی دوم از هم¬گسیخته شده بودند، ریشه¬های نظری آن را می¬توان در نظریه تکاملی نوین ردیابی کرد (سیمپسون،۱۹۹۹؛ فرالی، ۲۰۰۲). همانگونه که بالبی مشاهده کرد، مجاورت مادر- کودک برای بقای ژنتیکی ضروری است (بالبی، ۱۹۶۹،۱۹۸۲). نوزادان می‌توانند با تولید صداهای ناراحت کننده هنگام جداشدن از مراقبشان و درخواست نیرومند برای بازگشت آنها در حفظ مجاورت نقش داشته باشند. بالبی این را یک راهبرد خوب برای تضمین زنده ماندن نوزاد کوچک و درمانده می داند. نظریه دلبستگی توضیح می‌دهد که تا جه اندازه ارتباط بین والدین و کودک بر رشد او موثر است.




چندمهری

چَندمِهری (به انگلیسی: polyamory)، به معنای داشتن بیش از یک یار است و از فلسفه و عمل دوست داشتن همزمان چند نفر به شکل غیر مالکانه، صادقانه، مسئولیت‌پذیرانه و اخلاقی حکایت می‌کند.

چندمهری بر انتخاب آگاهانه چند یار و برحذر بودن از قبول روش‌های مرسوم جامعه، که داشتن یک یار را اجبار می‌کند، تأکید دارد.∗




نظریه مثلثی عشق

رابرت استرنبرگ روان شناس امریکایی مدل مثلثی عشق را ارایه داده‌است. مدلی که عشق را با سه عنصر اصلی ان نشان می‌دهد.

صمیمیت یا الفت عبارت است از پیوند نزدیک و احساس تعلق داشتن بین دو نفر و همچنین علاقهٔ ان‌ها به درمیان گذاشتن خصوصی ترین و عمیق ترین افکارو احساسات.
هوس عبارت است از میل و رغبت جنسی شدید به طرف مقابل.
قبول/تعهد فرد می‌پذیرد که فرد دیگری را به شدت دوست دارد (عنصر قبول) و خودش را ملزم می‌داند که در پستی و بلندی‌های زندگی را بطه اش را با ان شخص حفظ کند (عنصر تعهد)




روابط صمیمانه

رابطه صمیمانه نوعی رابطه عاشقانه است که با فعالیت اجتماعی همراه می‌گردد و که به وسیله دو نفر و با هدف ارزیابی و محک زدن همدیگر جهت ورود به یک رابطه عاشقانه یا ازدواج صورت می‌پذیرد و به بیان دیگر عبارت است از توافق بر انجام برخی رفتارهای اجتماعی در مکان‌های عمومی به مانند یک زوج در حالی که ممکن است رابطه جنسی نداشته باشند و یا داشته باشند. این نوع رابطه صمیمانه معمولا مرحله قبل از نامزدی یا ازدواج است.




گذار به دوران مدرن
در برخی از رسوم و فرهنگ‌ها، این رابطه بوسیله شخص ثالثی که ممکن است یکی از خویشاوندان، آشنایان و یا واسطه‌ای شناخته شده باشد، ترتیب داده می‌شود. امروزه دوستیابی‌ها و روابط اینترنتی، هواخواهان بیشتری پیدا کرده‌است. اگر چه در خلال قرن بیستم و بیست و یکم در بیشتر فرهنگ‌ها آداب دوستی از حالت خشکی و قانونمند سنتی خارج شده‌است اما تفاوت‌های قابل ملاحظه‌ای بین اشخاص و اقوام مختلف وجود دارد. امروزه افرادی که به روابط عاشقانه و جنسی روی می‌آورند، علائق و خواسته‌های خود را نسبت به تمایلات جنسی به راحتی ابراز می‌کنند، همچنین شیوه پوشش طرفین در حضور یکدیگر به دور از سختگیری‌های گذشته می‌باشد و راحتی مکالمات و تماس‌ها رفته رفته قابل قبول تر می‌گردد.





تأثیرات روحی و روانی دراز مدت

در برخی موارد افراد از یک رابطه به رابطه دیگر می‌روند در نتیجه به جای آنکه با موقعیت‌های استرس‌زا مواجه شوند، الگوهای کنارکشیدن‌شان رشد می‌یابد.




آداب و نقش رسانه‌ها

رسانه‌های مردمی محبوب و پر مخاطب مثل مجله‌های ریدرز دایجست، پی پل، هومز اند گاردنز و... ، به میزان زیادی به شفاف سازی و فرهنگ رفتاری موضوع دوستی و روابط جنسی می‌پردازند و در مقالات و داستان‌های خود، از انتظارات، حدود و آداب معاشرت بین دو شریک جنسی بسیار سخن می‌گویند. البته در نظرسنجی‌ها و مصاحبه‌های گوناگون مرزبندی ارزش‌ها، عرف‌ها، آداب، رسوم، حساسیت‌ها و... نسبت به این مبحث، بسته به کشورهای متفاوت رفته رفته آشکارتر می‌گردد. مدت دوره دوستی در هر مقطعی از زندگی با توجه به فرهنگ و عرف هر کشوری متفاوت است.




تشکیلات دوستیابی

تشکیلات دوستیابی (به انگلیسی: dating system)، به مجموعه‌ای از روش‌ها، وسائل و عواملی می‌گویند که به منظور تجهیز و تقویت سامانه‌های دوست‌یابی استفاده می‌شوند و بوسیلهٔ قوانین و فناوری میسر می‌گردند. انواع تشکیلات دوستیابی عبارتند از:




دوستیابی اینترنتی:

در شبکه‌های اینترنتی وب‌گاه‌های زیادی در زمینهٔ آشنایی، دوستی و ملاقات مردم و جوانان با یکدیگر وجود دارد.





دوستیابی با شتاب:

در این شیوه از دوستیابی، گروهی از مردم دور هم جمع می‌شوند و ساعاتی را با هم به گفتگو و گپ می‌پردازند. در این روش مردان و زنان به صورت چرخشی در مدت مشخصی با یکدیگر به گفتگو می‌پردازند. این مدت بسته به نوع تشکیلات دوستیابی مربوطه، ۳ تا ۸ دقیقه طول می‌کشد. در فواصل بین این گفتگوها، مجری مربوطه زنگی را به صدا در می‌آورد یا با جسمی قلم مانند به صفحه‌ای شیشه‌ای می‌کوبد تا به شرکت کنندگان خبر دهد تا جای خود را با شخص بعدی عوض کنند.




دوستیابی با تلفن همراه:

پیامک‌های نوشتاری از طریق تلفن‌های همراه بوسیله متقاضیان نیز وسیله‌ای است که از طریق پشتیبانی شرکت‌های دوستیابی ارائه می‌گردد. این اسلوب هم از طریق وب گاه‌های دوستیابی و هم از طریق گفتگوهای اینترنتی توسط تشکیلات متنوع دوستیابی، طرح ریزی شده‌است.



قرار دوست‌یابی

اصطلاحی است در مورد قراری در یک مکان عمومی میان دو نفر، با هدف آشناشدن با یکدیگر که بتواند به دوستی، پیدا کردن شریک زندگی، رابطه عاشقانه و نهایتاً ازدواج بینجامد. پروتکل‌های رایج و شیوه‌های دوست‌یابی، و اصطلاحات مورد استفاده برای توصیف آن، در کشورهای مختلف با توجه به فرهنگ و باورهای دینی متفاوت است. اما رایج‌ترین تعریف از دِیت‌گذاشتن را می‌توان این‌گونه بیان کرد که دو نفر که به شناخت بهتر از یک‌دیگر تمایل دارند، برای بررسی این‌که آیا آن‌ها با یک‌دیگر سازگاری و علایق مشترک دارند، قراری در یک مکان عمومی می‌گذارند. این قرار ممکن است در صورت اکراه یکی از دو طرف دیگر تکرار نشود و یا در صورت علاقه دو طرف به قرارهای بعدی، نهایتا به ازدواج منجر شود.
برخی مکان‌ها برای قرار دوست‌یابی




در صورت علاقه مشترک؛

پارک‌های شادی
باغ‌وحش
بازدید از موزه و یا گالری هنری
رفتن به تئاتر و یا سینما
رفتن به کنسرت موسیقی
رفتن به سیرک
بیلیارد و یا بولینگ
اسب‌سواری و یا اسکی/اسنوبرد
کافی شاپ و یا کافه‌کتاب
رستوران (معمولا برای صرف شام)




دیدگاه اسلام

به گفتهٔ کتاب «تحلیلی تربیتی برروابط دخترو پسر درایران»؛ اسلام به طور کلی (خواه دختر و پسر یا زن و مرد)، هر گونه ارتباط با نامحرم شامل سخن گفتن از روی هوس، نگاه جنسی، تماس بدنی و نظیر آن را ممنوع کرده و بر پاکدامنی تأکید نموده‌است.

در سوره توبه آیه ۷۱ مردان و زنان مؤمن به تعامل و روابط هدفمند و مبتنی بر توسعه ارزش‌های دینی و فی‌مابین دعوت شده‌اند. و در خصوص روابط دختران و پسران و زنان و مردان در جامعه و احترام متقابل در سوره نور، آیه ۳۰ این چنین تصریح شده است:{{نقل قول| (و ای رسول ما) مؤمنین را بگو تا چشم‌ها (از نگاه ناروا) بپوشند، و فروج و اندامشان را محفوظ دارند که این بر پاکیزگی (جسم و جان) شما اصلح است البته خدا به هر چه می‌کنید کامل آگاه است.

با وجود ممنوعیتی که در مورد برقراری رابطه عاشقانه وجود دارد، اما اگر طرفین قصد جدی برای ازدواج داشته باشند برخی از ممنوعیت‌ها برداشته می‌شود. پسر و دختر جداگانه با یکدیگر به گفتگو نشسته و از نزدیک درباره شخصیت خود و اهداف و دیدگاه‌ها و برنامه هایشان برای زندگی آینده صحبت می‌کنند. همچنین در یک جلسه (نه لزوما یک نظر) پسر می‌تواند بدون حجاب دختر را ببیند که البته دختر باید لباس ساده بپوشد و آرایشی دخترانه داشته باشد.

همچنین در برخی موارد پس از اعلام نامزدی صیغه عقد یا محرمیت بین طرفین خوانده می‌شود. در این صورت دختر و پسر تا زمان مراسم عروسی (که ازدواج رسمی محسوب می‌شود) با هم در رابطه‌اند و در این نوع نامزدی هیچ محدودیتی ندارند، با این حال توصیه شده است که به دلیل قطعی نبودن ازدواج در این مرحله نامزدی مطابق عرف، از ارتباط کامل جنسی خودداری نمایند.



آمار

در گذشته دوستی با جنس مخالف و ارتباط ایشان خارج از ازدواج، چه بصورت عاشقانه و چه بصورت جنسی، نامشروع و خارج از مقررات بود، اما امروزه این رابطه عموماً پذیرفته شده و به دور از بار معنایی منفی است. در هر فرهنگی و بنا بر آداب و فرهنگ هر قومیتی روش انتخاب فرد مورد نظر از جنس مخالف و همچنین چگونگی برقراری ارتباط با او مختلف و گاهی هم متضاد است، در کشورهایی مثل آمریکا نیز که فضای آزاد برای ارتباطات دو جنس به گونه‌ای فراهم است، حدود ۵۰ تا ۸۰ درصد دختران و پسران نوجوان در آن پیش از ازدواج در فعالیت‌های جنسی شرکت دارند، با این حال محدودیت‌های اخلاقی، عرفی و قانونی برای این خواسته و غریزه انسانی وجود دارد. در کشور ایران نیز مساله روابط دختران و پسران قبل از ازدواج به عنوان یکی از مسائل مبتلا به و در عین حال چالش برانگیز می‌باشد. درایران طبق چندین تحقیق به عمل آمده مشخص شده‌است که حدود ۳۰ تا ۷۰ درصد نوجوانان به نوعی با موضوع دوستی با جنس مخالف درگیرند، همچنین در یک پژوهش گسترده که روی ۷۵ هزار نفر از جوانان و نوجوانان ۱۴ تا ۱۹ ساله در سراسر کشور انجام شد، ۴۵ درصد از نمونه‌ها عنوان کردند که مسائل جنسی فکرشان را آزار می‌دهد و ۳۵ درصد مطرح نمودند که به خاطر مسائل جنسی گاهی به درد سر افتاده‌اند. با وجود اینکه نوع ارتباط بین دوجنس نگرانی‌هایی را در جوامع مختلف به وجود آورده و حتی به عنوان نشانه برخی معضلات و نابهنجاری‌ها و نیز نتیجه آن شناخته می‌شود، با این حال هنوز اختلاف نظر در مورد بهترین راه‌ها برای برقراری ارتباط مناسب بین دوجنس وجود دارد. برای مثال تا ۳۰ سال پیش در آمریکا اگر دختر و پسری می‌خواستند با هم بیرون بروند، یک نفر با آنها می‌رفت. آن زمان اخلاقیات در جامعه قوی‌تر بود. هرچه به سمت گذشته می‌رویم، دوستی‌ها کم‌تر است، اما هر چه به سمت زندگی مدرنیته پیش می‌آییم، این روابط نیز بیشتر می‌شود.




ارتباط با جنس مخالف در ایران

وب‌گاه پایگاه حوزه به نقل از محسن ایمانی عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس گفته‌است

که این روابط، در شهرهای بزرگ به دلیل کنترل کم‌تر، بیشتر است. هر چه از روستاها و شهرستان‌ها به سمت شهرهای بزرگ می‌رویم، آمار دوستی‌ها سیر صعودی طی می‌کند و با گذشت سال‌ها، این سیر رو به فزونی رفته‌است. اما این بدان معنا نیست که همه دخترها و پسرها دوستانی دارند، البته مراتب هم فرق می‌کند. عوامل رفاهی، مانند تلفن همراه و کلاس‌های مختلف در افزایش این روابط بسیار مؤثر است. جایی که رفاه بیشتر است این پدیده نیز بیشتر مشاهده می‌شود. برای مثال رایانه، امکان چت کردن و ایمیل کردن را ایجاد می‌کند که چنین امکاناتی زمینه را برای ظهور این روابط آماده‌تر می‌نماید. ارتباط دختر و پسر در همه جوامع وجود دارد، اما در هر فرهنگ و جامعه‌ای به نحوی خاص ظهور می‌کند. در مالزی ارتباط‌ها چندان پیشرفته نیست. در بعضی مناطق حریم‌ها بازتر است و در بعضی مناطق که سنتی‌تر هستند، این روابط محدودتر می‌باشد. در آمریکا، مسیحی‌ها به نسبت افراد دیگر که دین‌دار نیستند، بیشتر خود را کنترل می‌کنند و البته مسیحیان کاتولیک مقیدتر هستند. خانواده‌های یهودی نیز سعی می‌کنند کنترل بیشتری داشته باشند. در واقع این دو با هم رابطه عکس دارند، هرچه فرایند مذهب قوی‌تر می‌شود، ارتباط‌ها نیز رنگ می‌بازند و هر چه اندیشه مذهبی افول می‌کند، این روابط بیشتر می‌شوند. این دو با هم رابطه عکس دارند. هر چه فضا مذهبی‌تر باشد روابط کمتر و بالعکس است. در ترکیه نیز میزان کنترل خانواده، حساسیت‌ها و اخلاقیات تأثیرگذار بوده‌است. هر چه بافت این کشور به سمت اروپا می‌رود، حجاب ضعیف‌تر می‌شود، دخترها و پسرها آزادتر هستند، و همچنین هر چه کنترل خانواده بیشتر بوده، این روابط کم‌تر دیده شده‌است.




شیدایی بی‌فرجام

عشق یکطرفه (به انگلیسی: Unrequited love)، نوعی عشق نافرجام می‌باشد که در آن عاشق به دلایل روان‌شناختی به‌گونه‌ای بیمارگونه توان در میان گذاشتن عشق با معشوق را ندارد.

در این نوع رابطه معشوق ممکن‌است از عشق باخبر باشد و یا نباشد، او از عشق بی‌خبر است و یا خود متوجه عشقی یکطرفه می‌گردد.




تحلیل

عدم امکان ابراز عشق در یک عشق یکطرفه سبب مشکلاتی از قبیل کاهش عزت نفس، افسردگی و نوسان سریع خلق از سرخوشی به افسردگی و برعکس می‌شود.

عشق افلاطونی زمینه‌ای مساعد برای پدید آمدن عشق‌های یکطرفه می‌شود.

عدم بروز عشق در یک عشق یکطرفه همچنین برای معشوق مشکلاتی همچون اضطراب را ایجاد می‌کند.




برهان عشق

برهان عشق، یکی از براهین اثبات وجود خداست. این برهان می‌کوشد وجود خدا و صحت ماده‌گرایی را متناقض نشان دهد؛ به‌گونه‌ای که تنها یکی از این دو درست باشند؛ سپس ماتریالیسم را به دلیل آن‌که ناتوان در تبیین وجود عشق میداند، مردود شمارد و عشق و ایمان دو کلمه یکسان در عربی و فارسی است .




محبت

محبت (محبه) کلمه‌ای‌ست قرآنی، و از جملهٔ نزدیک‌ترین واژه‌هایی که در مقولهٔ عشق در آن‌جا یافت می‌شود. در ادب و فرهنگ فارسی، جلوه‌ها و نمودهای عالی از توصیف، تحریک، و تشویق به داشتن محبت نسبت به دیگران فراوان یافت می‌شود. از جمله:



مولوی گوید:
از محبت گردد او محبوب حـــق گرچه طالب بود، شد مطلوب حق
شد محبت را ظهور از اعتـــدال بــی محبت نیست عالــم را کمال
از محبت تلخ‌ها شیرین شود از محبت مس‌ها زرین شود
از محبت خارها گل می‌شود از محبت سرکه‌ها مل می‌شود
از محبت مرده زنده می‌شود وز محبت شاه بنده می‌شود

امروزه نیز برای جلب محبت، توسل به اوراد و سحر و جادو رواج دارد.
11:37 pm
علم
با دانش اشتباه نشود.
با شناخت اشتباه نشود.


علم (واژه‌ای عربی از ریشه علم به معنای آموختن) ساختاری است برای تولید و ساماندهی دانش دربارهٔ جهان طبیعی در قالب توضیح‌ها و پیش‌بینی‌های آزمایش‌شدنی. یک معنای قدیمیتر و نزدیک که امروزه هنوز هم به کار می‌رود متعلق به ارسطو است و دانش علمی را مجموعه‌ای از آگاهیهای قابل اتکا می داند که از لحاظ منطقی و عقلانی قابل توضیح باشند. (بنگرید به بخش تاریخ و ریشه‌شناسی)





تاریخ علوم

از عصر کلاسیک علوم به عنوان یک نوع دانش با فلسفه ارتباط نزدیکی داشتند. در اوایل عصر مدرن دو کلمه علم و فلسفه در زبان انگلیسی به جای هم به کار برده می‌شدند. در قرن ۱۷ میلادی فلسفه طبیعی (که امروز علوم طبیعی نامیده می‌شود) به تدریج از فلسفه جدا شد.با این حال علم همچنان کاربردی وسیع برای توضیح آگاهیهای مطمئن در مورد یک موضوع داشت. به همین ترتیب هم امروزه در عصر مدرن همچنان برای موضوعاتی همچون علم کتابداری و یا علوم سیاسی به کار می‌رود.

در عصر مدرن، علم معادل علوم طبیعی و فیزیکی به کار می‌رود، لذا محدود به شاخه‌هایی از آموختن است که به پدیده‌های دنیای مادی و قوانین آنها می‌پردازد. این هم‌اکنون معنای غالب علم در کاربرد روزمره‌است. این معنای محدودتر از علم که خود بخشی از علم شده‌است، تبدیل به مجموعه‌ای از تعریفهای قوانین طبیعت شده که بر مبنای مثالهای اولیه‌ای همچون قانون کپلر، قوانین گالیله و قوانین حرکت نیوتن بنا شده‌اند. در این دوره رایجتر شد که به جای فلسفه طبیعی علوم طبیعی به کار رود. در طی قرن نوزدهم میلادی کلمه علم بیش از پیش مرتبط ب مطالعه منظم دنیای طبیعت شد، شامل فیزیک، شیمی، زمین شناسی و زیست شناسی. این منجر به قرارگیری مطالعات تفکر انسان و جامعه در یک برزخ زبان شناسی شد. که در نهایت منجر به قرارگیری این مطالعات دانشگاهی در زیر عنوان علوم اجتماعی شد. به همین ترتیب هم امروز قلمروهای بزرگی از مطالعات منظم و دانش وجود دارند که زیر سرفصل کلی علم قرار دارند، همچون علوم کاربردی و علوم صوری.

به طور کلی اطلاعات مجموعه‌ای از داده‌های خام و پردازش نشده‌است. پردازش اطلاعات، تولید علم می‌کند، و علمی که روشش تجربی و نتایجش آزمون پذیر و موضوعش جهان خارج باشد، علم تجربی است.




مفهوم دیگر علم در زبان فارسی

علم در زبان فارسی به معنایی متفاوت و عام تر از معادل انگلیسی اش (Science) به کار می‌رود. در این مفهوم علم معادل هر نوعی از دانش (Knowledge) است. واژه علم در این مفهوم کلی شامل هر نوع آگاهی نسبت به اشیاء، پدیده‌ها، روابط و غیره‌است، اعم از اینکه مربوط به حوزه مادی و طبیعی باشد و یا مربوط به علوم معنا و ماوراء الطبیعه. در این تعریف قواعد روش علمی برای دستیابی به آن دانش الزامی نیست و علم شامل مجموعه‌ای از آگاهی‌ها، دانش‌ها و معلوماتی است که انسان توانسته از طریق روش‌های گوناگون تا به امروز به آنها آگاهی پیدا کند. اصطلاحاتی چون علم اخلاق، علم حدیث و علم ریاضیات نشان دهنده کاربرد این معنا از علم هستند.

در مقابل مفهوم علم به‌طور خاص وجود دارد که معادل واژه انگلیسی Science است که از ریشه لاتینی «ساینتیا» به معنای دانستن گرفته شده‌است و متناظر با آن بخشی از دانش بشری است که از طریق روش‌های تجربی حاصل شده‌است و قواعد علوم تجربی بر آن حاکم است.




علم از دیدگاه صوفیه

جواد نوربخش ( پیر سلسله نعمت اللهی و روانپزشک): صوفیه به علوم ظاهری و رسمی که شرط اصلی آنها تقلید و تکرار است توجهی ندارند، و علومی را اصیل می خوانند که از طریق صفای نفس و تهذیب اخلاق و گشاده دل حاصل می شود.

آنان معتقدند که علم ظاهری موجب شک و تردید می گردد و خود حجاب اکبر است، تنها علمی مفید فایده است که انسان را به حق نزدیک سازد، و لذا علم مورد نظر آنها، علم عشق و حال است، نه دانش قیل و قال.


خواجه عبدالله انصاری:

علم که از قلم آید از آن چه خیزد، علم آن است که حق بر دل ریزد.


بابا طاهر:

علم آلت صید بنده است، زیرا به وسیله علم است که انسان به دام بندگی خدا کشیده می شود.
شاه نعمت الله ولی: علم در بدایت علم شرعی است حاصل به استفاده و تواثر، و در نهایت شهود حق ذاته بذاته، این را عین الیقین می خوانند و کمال مقام احسان می گویند.





دانش‌شناسی

واژه دانش‌شناسی نخستین بار توسط دکتر هوشنگ ابرامی به کار برده شد. دکتر ابرامی واژه دانش‌شناسی را برای رشته علوم کتابداری و اطلاع‌رسانی به کار برد. در واقع، سه رکن اصلی دانش‌شناسی عبارت‌اند از:

داده ماده خام اطلاعات
اطلاعات ماده خام دانش
دانش که در رأس هرم قرار دارد.

بر این اساس علم "دانش‌شناسی" با سه عنصر داده، اطلاعات و دانش سرو کار دارد. به عبارت دیگر، دانش‌شناسی به بحث و بررسی پیرامون دانش و عناصر سازنده آن یعنی داده و اطلاعات می‌پردازد.




دانش

دانش یا معرفت، ساختاری است برای تولید و ساماندهی یافته ها درباره ی جهان طبیعت، در قالب توضیحات و پیش‌بینی‌های آزمایش‌شدنی. علم دانش‌شناسی، با سه عنصر داده، اطلاعات و دانش سر و کار دارد. به عبارت دیگر، دانش‌شناسی به بحث و بررسی پیرامون دانش و عناصر سازنده آن، یعنی داده و اطلاعات می‌پردازد.

در یونان باستان، سقراط، سپس افلاطون و پس از او، ارسطو؛ به مخالفت با آراء پیشینیان پرداخته و اصول و قواعدی را به منظور مقابله با مغالطات و برای درست اندیشیدن و سنجش استدلال‌ها تدوین کردند.

مقارن با قرن پانزدهم میلادی، پژوهشگران در سراسر اروپا و خاورمیانه، قفسه‌های غبار گرفته ی ساختمان‌های قدیمی را جستجو کردند و دست‌نوشته‌های یونانی و رومی را پیدا کردند. در نتیجه، نوشته‌های باقی‌مانده از نویسندگان کلاسیک از جمله افلاطون، سیسرو، سوفوکل و پلوتارک به دوران رنسانس رسید. مطالعه ی این آثار، دانش نو نام گرفت. در آن زمان، ضمن احیای علاقه به نوشته‌های کلاسیک، به ارزش‌های فردی نیز توجه شد. این گرایش، انسانگرایی نام گرفت. زیرا طرفداران آن، به جای موضوعات روحانی، بیش از هر چیز، مسایل انسانی را در نظر گرفتند.انسانگرایی نیز مثل رنسانس، از ایتالیا ظهور کرد.

در رنسانس، گالیله، فیزیک (علم طبیعت) را سکولار کرد و آن را از الهیات (علم فراطبیعت) مستقل دانست. از آن پس، تکیه گاه فیزیک، خرد انسان بود.گالیله می‌گفت :

حقیقت طبیعت همواره در برابر چشمان ماست. اما، برای فهم این حقیقت باید با زبان ریاضی آشنا بود. زبان این حقیقت، اشکال هندسی، یعنی دایره، بیضی، مثلث و امثالهم است.

پس از آن، جریان فکری اصالت عقل، تحت تأثیر افکار افلاطون، توسط ریاضیدان و فیلسوف فرانسوی، رنه دکارت که پدر فلسفه جدید لقب گرفته، به وجود آمد. دکارت، خرد بشری را به جای کتاب مقدس، سنت پاپ، کلیسا و فرمانروا قرار داد.دکارت، با این کار خویش، سوژه بزرگی آفرید.[۹] یکی دیگر از اندیشمندان این جریان فکری، لایبنیتز (۱۶۴۶ - ۱۷۱۶) فیلسوف، ریاضیدان و فیزیک‌دان آلمانی، می‌باشد که نخستین کسی بود که میان حقایق ضروری (منطقی) وحقایق حادث (واقعی) تمایز روشنی قائل شد. بعد از جدا شدن راسل و جی.ای.مور از ایده‌آلیست ها و با پیگیری ویتگنشتاین که شاگرد راسل بود، اثبات گرایی شکل گرفت و تا دهه 1920 میلادی، در اتریش، این جریان فکری ادامه داشت. طبق نظرات ایشان، فقط، معرفتی، معنادار و مطابق با واقع است که تحقیق پذیر تجربی باشند. به قول آگوست کنت، پدر پوزیتویسم، چون گزاره های متافیزیکی قابل تجربه حسی نیستند، فلذا غیر علمی بوده و مربوط به تاریخ هستند. این جریان فکری، توسط اعضای حلقه وین تأسیس شد و فلسفه‌ای را که به وجود آوردند که پوزیتویسم منطقی نام نهاده شد.

دانِش عبارت است از مجموعه دانستنی‌هایی که بشر برای زندگی خود از آنها بهره می‌گیرد. در زمان‌های قدیم دانش بشر محدود بود و گاهی حتی یک نفر می‌توانست بیشتر دانش بشری را در حافظه خود جای دهد. اما به تدریج با رشد معلومات، دانستنی‌های بشر طبقه بندی شدند و حوزه‌های مختلف و تخصصی دانش شکل گرفت.




واژه‌شناسی
از لحاظ لغوی باید بین دانش (Knowledge) و علم (Science) تفاوت قائل شد. از نظر رابطه منطقی می‌توان گفت که دانش (معادل Knowledge در فلسفه و شناخت‌شناسی حوزه ی زبان انگلیسی) مجموعه ی جامع‌تر و کلّی‌تری نسبت به علم (فقط معادل Science) بوده و علم می‌تواند به نحوی زیر مجموعه ی دانش به عنوان تمامی آگاهی‌های انسانی تلقی شود.در حوزه ی زبان فارسی، دانش یا علم دربرگیرنده ی تمامی گونه‌ها و حوزه‌های شناخت و آگاهی در عام‌ترین معنای خویش است.در یک نگاه کلّی می‌توان گونه‌ها و حوزه‌های دانش بشری را به سه حوزه ی کلان تقسیم نمود: ۱- هنر، ۲- فلسفه، و ۳- علم. برای آشنایی با هر حوزه از دانش بشری فراگیری مفاهیم، مبانی و نظریه‌های رایج در آن حوزه از دانش ضروری است.




زوجیّت دانش
چنان‌چه دانش را دارای طبیعتی زوج و دوگونه در نظر بگیریم، هر دانشی هم از نوع سخت است (یعنی دانش قابل تعریف و نمایش)، و هم از نوع نرم (یعنی گونه غیر قابل ساختاردهی، بیان، و نمایش). تنها میزان و درجهٔ این اختلاط دوگونه‌است که در دانش‌های گوناگون با هم تفاوت پیدا می‌کند.



داده‌ها - اطلاعات - دانش

مفاهیم سه گانه ی داده‌ها، اطلاعات، و دانش، و نیز نسبت‌ها و روابط آن سه با یکدیگر با ابهام و عدم شفافیت زیادی برای افراد گوناگون همراه است.


داده‌ها

نسبت به اطلاعات، و دانش، داده‌ها در بالاترین تراز تجرید قرار دارند. این بدان معناست که واژه داده‌ها بسیار کلی ست و هر چیزی را شامل می‌شود که داشته باشیم. برای داده‌ها بودن و داده‌ها خطاب شدن صفات یا خصوصیات زیادی لازم نیست.

مثال برای داده‌ها: شن، ماسه، ریگ، و خاک مخلوط با هم که از محل طبیعی آن برداشته شده، و با کامیون به ایستگاه شستشو و تفکیک حمل می‌شود.



اطلاعات

جهت تبدیل داده‌ها به اطلاعات باید تغییرات، پردازش‌ها، و یا اصلاحاتی روی آن‌ها صورت داده شود.

مثال برای اطلاعات: شن، ماسه، سیمان، تیرآهن، میل‌گرد (آرماتور)، لوله، رنگ، و گچ که به محل اجراء پروژه ساختمانی حمل گردیده و در محل‌های جدا جدا به طور موقت انبار و نگهداری می‌شود. ودر انتظار تفکری است برای ساماندهی لازم درآنها



دانش

عبور و گذار از اطلاعات به دانش، محتاج اعمال تغییراتی از نوع آفرینش و خلق، ایجاد زندگی و منظورداری، و در کنار یکدیگر نهادن هدفدار قطعات پراکنده ی اطلاعات می‌باشد.

مثال برای دانش: خانه، بیمارستان، و یا کودکستانی که با اهداف، جهت گیری‌ها، و منظورهای ویژه و آگاهانه‌ای ساخته شده و مهیای انجام و ارائه همان وظایف می‌شود.



نمایش دانش
یکی از اصول بنیادین در زمینه ی وسیع و همه‌جاگیر هوش مصنوعی را نمایش دانش تشکیل می‌دهد. با پیدایش و تولد اینترنت در آخرین سال‌های سده ی بیستم میلادی و اولین سال‌های قرن جدید، نمایش دانش هم زندگی و حیاتی تازه یافته‌است، و در مقیاسی وسیع در میدان‌ها و عرصه‌های علمی و فنی نوینی حضور و لزوم پیدا کرده‌است.
ساعت : 11:37 pm | نویسنده : admin | مطلب بعدی
آلما | next page | next page